سرانجام فراموشت میکنم؛ عشقی که دیگر تکرار نمیشود:
مغز خاطرات را پاک نمیکند؛ هر بار یادآوری، حافظه را وارد مرحله بازتثبیت میکند و جزئیات را با وضعیت فعلیات بازنویسی میکند. به همین دلیل «فراموش کردن» عشق اغلب جایگزینی تدریجی روایت است، نه حذف فایل. در مطالعات، زمان و تجربههای جدید بیشتر از اراده، دسترسی به خاطره را ضعیف میکنند. پس عشق فراموش میشود یا روایتش عوض میشود؟
راهکار:
این جمله یک تهدید نیست؛ یک تعریف آخریننفسِ عشق است: بودنِ تو را از «تجربهشدن» میگیرد و به «تکرارنشدن» تبدیل میکند. برای عبور از این حس، همان مفهوم را در قالب نامهای بنویس که نه ارسال میشود و نه پاک؛ مغز با نوشتن، روایت را بازتثبیت میکند و دسترسی به خاطره را کمرنگتر میسازد.