غربت واقعی وقتی یار تو را فراموش میکند:
در مغز، طرد شدن و فراموش شدن همان مسیرهای درد جسمی را فعال میکند؛ به همین دلیل «از یاد رفتن» را واقعاً مثل زخم حس میکنیم. پارادوکسی که غربت را پیچیده میکند: میتوان در جمع هزاران غریبه احساس خانه کرد، اما فراموشی یک آشنا آدم را بیخانمان میکند. شاید غربت جغرافیایی نیست، پاک شدن نام ما از حافظه یک نفر است.
راهکار:
غربت را میتوان نوعی مرگ اجتماعی کوچک دید: وقتی کسی که برای ما «خانه» بوده، حافظهاش از ما خالی میشود. برعکسش هم درست است؛ آشنایی تازه میتواند یک تبعید درونی را تمام کند.