فراموشی: آنچنان که هرگز نبودی:
در روانشناسی شناختی، «مرگ دوم» زمانی رخ میدهد که آخرین خاطره از فرد نیز پاک شود. جالب اینجاست که حافظهی ما اصلاً ضبطوفصل نیست؛ هر بار یادآوری، مغز خاطره را بازنویسی و اندکی تحریف میکند. پس ما حتی در ذهن دیگران هم زنده هستیم، ولی نسخهای متفاوت از خود واقعیمان. حالا تصور کن تا پنج نسل بعد، این نسخهها چقدر شبیه تو باقی میمانند؟
راهکار:
فراموشی را نه یک محو شدن کامل، که یک فرایند طبیعی حافظهی جمعی ببین؛ همانطور که نسیم ردّ پای موج روی شن را پاک میکند تا فضا برای موج بعدی باز شود. حضورت موجها را شکل داده، حتی اگر دیگر هیچ ردّی نماند.