یادت نره در راه یافتن زندگی، کمی هم زندگی کنی:
آیا میدونی مغز ما در حالت «جستجوی فعال» (مثلاً دنبال هدف یا معنا گشتن) بخش پیشپیشانی رو فعال میکنه که دقیقاً همون جاییه که استرس و تحلیل بیش از حد رو مدیریت میکنه؟ این یعنی «زندگی کردن» وقتی اتفاق میافته که از حالت جستجو خارج بشی و وارد «جریان» (Flow) بشی - حالتی که فعالیتها خودشون به اندازه کافی رضایتبخش هستن. تحقیقات چیکسنتمیهای نشون میده آدمها در لحظاتی که کاملاً غرق کاری هستن (نه دنبال معنا گشتن) بالاترین سطح شادی رو تجربه میکنن. پس شاید سؤال درست این نباشه که «چطور زندگی کنم؟» بلکه «چطور از جستجو دست بردارم؟» 😉
راهکار:
این جمله یادآور پارادوکس جالبیه: هرچی بیشتر به دنبال «معنای زندگی» باشی، بیشتر از خودِ زندگی فاصله میگیری. روانشناسان به این میگن «تناقض قصد» (Paradox of Intention)؛ یعنی تلاش بیش از حد برای رسیدن به شادی، خودش مانع شادی میشه. شاید راه حلش این باشه که به جای جستجوی زندگی، بذاری زندگی تو رو پیدا کنه.