بغض گلوت را میگیرد؛ سختترین لحظه جدایی:
وقتی بغض میکنی، عضلههای اطراف حنجره و سرِ معده منقبض میشوند تا جلوی گریه را بگیرند؛ این «گرهِ گلو» یک واکنش خودکارِ عصبی است، نه نمایشِ احساسات. جالبتر اینکه اشکِ احساسی پروتئینهای استرسزای کورتیزول و آدرنالین را بیرون میریزد، یعنی گریه نه ضعف، بلکه یک سیستم سمزداییِ روانی است. پس آن لحظهای که «بدرک» میگویی و بغض امانت نمیدهد، بدنت دارد زهرِ جدایی را دفع میکند. چرا بغض را نشانهی قدرت نمیدانیم؟
راهکار:
بغض، فریاد راستینِ بدن است وقتی واژهها دروغ میگویند؛ همانجا که میگویی «بیخیالم»، دلت فریاد میزند «دلم برایت تنگ شده».