تو لکه خونی روی لباس سفیدم؛ راز ماندگاری زخم خیانت:
حافظهٔ احساسی مثل لکهٔ خون روی پارچه است؛ چون آمیگدال با ترشح نوراپینفرین، تجربههای همراه با هیجان را محکمتر در حافظه تثبیت میکند. نکتهٔ عجیبتر: تلاش برای سرکوب یک خاطره، طبق «تئوری فرایند طعنهآمیز»، دقیقاً همان خاطره را برجستهتر میکند. خون با آب سرد میرود، با آب گرم میماند؛ شاید هم تلاش برای فراموشی همان آب گرم است.
راهکار:
تصویر لکهٔ خون روی لباس سفید از «ماندگاری» نیست؛ از «تازگی زخم» است. لباس سفید هنوز آنقدر مهم است که یک لکه، کل تصویر را میسازد. سؤال بهتری برای واکاوی این است: چرا این لباس سفید هنوز برایت ارزش دارد؟