داروی هیچکس نباش؛ بعد از بهبودی فراموش میشوی:
در روانشناسی بهش میگن «سوگیری خودخدمتی»: آدمها بهبودی و موفقیت رو به توانایی خودشون نسبت میدن، نه به ابزار بیرونی. مغز برای حفظ عزتنفس، نقشی که تو توی درمان داشتی رو بازنویسی میکنه. نتیجه؟ تو فقط یه «مسکن» بودی؛ اونوقت که درد تموم شد، هم تو از حافظه حذف میشی، هم زخم از یاد میره. آیا همین سوگیری باعث میشه قدردانی واقعی هیچوقت شکل نگیره؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهٔ «نقش ابزاری» دید: در لحظهٔ درد، انسان به هر وسیلهای چنگ میزند، اما بعد از بهبودی، ابزار را نه از سر بیرحمی، بلکه از سرِ «بازگشت به زندگی عادی» کنار میگذارد. تلخ است، ولی مکانیزم ذهن است؛ نه تو خوب نبودی، نیاز تمام شد.