ذات همه یکی است؛ فقط دیالوگها متفاوتاند:
ژنوم همه انسانها ۹۹.۹٪ یکسان است؛ آن ۰.۱٪ هم بیشتر به تنظیم بیان ژن مربوط میشود تا خودِ ذات. مغز نیز برای «روایت خود» از همان مدارهای عصبی استفاده میکند، فقط ورودیها و زبان هر شخص تغییرش میدهد. پس تفاوت در دیالوگ، نه نفی ذات مشترک، بلکه تأیید آن است. اگر ذات یکی است، چرا اینقدر از «من» دفاع میکنیم؟
راهکار:
اگر ذات همه یکی است، «دیالوگ متفاوت» فقط پوسته نیست؛ همان فضایی است که ذات مشترک را شکل میدهد. مثل یک قطعه موسیقی واحد که هر نوازنده با ساز خودش اجرایش میکند. تفاوتها نقص نیستند، نسخههای اجرایی همان نتهای مشترکاند. شاید سؤال درست این باشد: کدام بخش از دیالوگ من، صدای واقعی ذات است و کدام بخش، نویز محیط؟