خدا جای حق نشسته یعنی چه؟:
در فلسفه، این جمله دقیقاً به «معضل اتوفرون» افلاطون برخورد میکند: آیا چیزی حق است چون خدا میگوید، یا خدا میگوید چون حق است؟ اگر حق فقط با خدا باشد و خدا جای آن بنشیند، حق دیگر از جنس استدلال نیست، بلکه یک اراده مطلق میشود. اما پرسش تند اینجاست: اگر هیچ انسانی به حق دسترسی ندارد، دادگاهها و اخلاق روزمره بر چه بنیادی کار میکنند؟
راهکار:
این گزاره را میتوان یک «توقف گفتوگو» خواند: هر جا حق فقط با خداست، دیگر هیچ استدلال انسانی پذیرفته نیست. شاید زاویه تازهتر این باشد که حق مثل نور است؛ هرکس به اندازه پنجرهاش از آن سهم میبرد.