ادراک ذهنی زمان و زنده بودن دیروز:
از لحظهای که نور به شبکیه چشم میرسد تا زمانی که مغز آن را پردازش کند، حدود ۸۰ میلیثانیه تأخیر وجود دارد. پس ما هرگز «اکنون» را تجربه نمیکنیم، بلکه خاطرهای از گذشتهای نزدیک را زندگی میکنیم. دیروز واقعاً زنده است، چون حتی زمان حال هم برای مغز، گذشتهای فوری است. به همین دلیل، مرز میان گذشته و حال در ذهن ما محو میشود. جنازهی حال، درواقع همان خاطرهای است که تازه ساخته شده. اگر حال وجود ندارد، پس لحظهی تصمیمگیری کجاست؟
راهکار:
شاید جنازهی حال، همان لحظهای است که با آگاهی کامل زندگی میشود و از آن عبور میکنیم. مرگِ هر لحظه، تولد لحظهی بعد است. به قول مولانا: «هر نفس نو میشود دنیا و ما / بیخبر از نو شدن اندر بقا». پس نظارهگر جنازهی حال بودن، یعنی درک عمیق ناپایداری و تازگی مدام.