فلسفه ضد تولد: چرا نیستی برتر از هستی به نظر میرسد؟:
آیا میدانستید دیوید بناتر، فیلسوف معاصر، در کتاب «دردسر بودن» استدلال میکند که به دنیا آمدن همیشه یک آسیب است؟ او میگوید نبودن یعنی عدم محرومیت از لذتها، اما بودن یعنی قرار گرفتن قطعی در معرض رنج. پارادوکس عمیق: اگر هرگز به دنیا نمیآمدید، نه تنها رنج نمیکشیدید، بلکه حسرت هیچ شادیای را هم نمیخوردید. پرسش تکاندهنده: آیا یک سنگ خوشبختتر از یک انسان است؟
راهکار:
این حس عمیق در فلسفه «ضد تولید مثل» ریشه دارد. اما شاید بشود جور دیگری دید: همان رنجی که از آن گریز داریم، ظرفِ معناست. نبودن یعنی هرگز نفهمیدن طعم هیچ چیز، حتی غم. تجربه حتی تلخترین لحظهها هم یک امکان است که سنگ از آن محروم است. هستی، بازی یکطرفهای است که ارزش تماشا دارد، حتی اگر ببازیم.