وقتی برای کسی که اولویت ماست، فقط یک گزینهایم:
در روانشناسی به این «تعهد نامتقارن» میگویند: کسی که کمتر وابسته است، کنترل بیشتری روی رابطه دارد، چون از دست دادن برایش کمهزینهتر است. پژوهشهای عصبشناختی هم نشان دادهاند طرد اجتماعی همان مدارهای درد فیزیکی را در مغز فعال میکند؛ یعنی این جمله فقط یک حس شاعرانه نیست، یک مکانیزم بقای قدیمی است که هنوز در مغز ما فعال است. سؤال این است: چطور این مدار را بازنویسی کنیم که دیگر نخواهیم «گزینه» باشیم؟
راهکار:
این جمله فقط درد یک رابطه را نشان نمیدهد؛ ترازویی را نشان میدهد که یک طرفش همیشه سنگینتر بوده. شاید ارزش واقعی آن، نه در غصهی نخوردن دیگران، بلکه در این باشد که تو خودت را در جایگاه «گزینه» گذاشتهای؛ همانجا که هیچکس نباید بپذیرد.