چرا آدمیزاد دیر حقیقت را باور میکند؟:
در روانشناسی به این پدیده «ناهماهنگی شناختی» میگویند: مغز ابتدا حقیقت تهدیدآمیز را در آمیگدال ثبت میکند، اما پذیرش آن را به قشر پیشپیشانی میسپارد؛ یعنی بین «فهمیدن» و «باور کردن» یک تأخیر عصبی واقعی وجود دارد. این همان نقطهای است که انکار، موقتاً درد را بیحس میکند اما در بلندمدت زخم عمیقتری میسازد. چرا با اینکه میدانیم، باز هم انکار میکنیم؟
راهکار:
این فاصله میان دانستن و باورکردن، در واقع سپر محافظتی مغز است؛ مغز برای جلوگیری از فروپاشی روانی، حقیقت دردناک را آهستهآهسته آزاد میکند تا ظرفیت پذیرش آن ساخته شود. پس این تأخیر نشانهٔ ضعف نیست، بلکه نشانهٔ فعال بودن سیستم بقای روانی توست.