درد را فقط صاحبش میفهمد؛ از دردت نگو:
مغز انسان هیچ گیرندهٔ دردی ندارد؛ یعنی وقتی میگوییم «مغزم درد گرفت»، خودِ بافت مغز دردی احساس نمیکند. درد یک بازسازی عصبی است و تجربهٔ هر فرد نسخهٔ خصوصی اوست. پژوهشهای «شکاف همدلی سرد و گرم» نشان میدهد آدمها در آرامش، شدت رنج دیگری را دستکم میگیرند؛ به همین دلیل جملهٔ «درد را صاحبش میفهمد» از نظر شناختی دقیق است.
راهکار:
درد مثل اثر انگشت است؛ حتی اگر دو نفر تجربهای مشابه داشته باشند، ردّ عصبی و هیجانی آن در هر مغز متفاوت است. به همین دلیل شنیدنِ «من میفهمم» اغلب ناقص میماند؛ شاید بهجای مقایسهٔ رنجها، فقط سکوت کنار هم معنا بسازد.