وقتی میفهمی فرق داشتی اما اون مثل بقیه شد:
در روانشناسی به این پدیده «دوپارهسازی» میگن: یک نفر رو ابتدا کامل متفاوت و خاص میبینیم، بعد با یک تغییر کوچک، اون رو همسطح بقیه پایین میآریم. جالب اینجاست که مغز برای کاهش ناهماهنگی شناختی، مجبور به اغراق در این دو قطبیست. آیا این نگاه ماست که واقعیت رو تحریف میکنه یا واقعاً اون شخص عوض شده؟
راهکار:
این داستان یادآور یک الگوی روانشناختی رایجه: وقتی کسی رو روی پایه میذاریم، هر قدمی که پایین بیاد برامون تلختر از واقعیتشه. شاید اون شخص اصلاً شبیه بقیه نبوده، فقط انتظارات ما ازش عوض شده. فرصت بده تا دوباره از صفر ببینیش.