مرهمی بر زخم دیگران؛ هنگامی که ناجیگری درد خودمان را میپوشاند:
در روانشناسی کهنالگوی «درمانگر زخمی» از یونگ میگوید کسی که عمیقاً زخم خورده باشد، به شکلی متناقض توانایی خارقالعادهای برای التیام دیگران پیدا میکند. پژوهشهای نوین هم نشان میدهند افرادی که سطوح بالایی از همدلی و سابقهی رنج شخصی دارند، اغلب به مراقبت از دیگران کشیده میشوند. اما نکته اینجاست: زیستشناسی مغز ما طوری طراحی نشده که بتوانیم درد خود را نادیده بگیریم و فقط برای دیگری باشیم؛ این مسیر، در نهایت به فرسودگی همدلانه ختم میشود. آیا درمانگری، فرار از خویشتن است یا راهی به سوی یکپارچگی؟
راهکار:
این الگو در روانشناسی به «مراقبت وارونه» مشهور است؛ گاهی التیام بخشیدن به دیگران، خودآگاه یا ناخودآگاه، راهی برای فرار از دردهای شخصی میشود. پرسش کلیدی این نیست که چرا دستمان به زخم خودمان نمیرسد، بلکه این است که آیا میتوانیم مرهمی مشترک پیدا کنیم؟