دعای جانسوز فدای زندگی:
در فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم، «بودن به سوی مرگ» (هایدگر) انسان را از روزمرگی رها میکند. پذیرش آگاهانهٔ فناپذیری، انرژی زیستن واقعی را میدهد. این جمله دقیقاً همان پارادوکس را فریاد میزند: برای زیستن باید مُرد. آیا تا به حال چیزی آنقدر برایت ارزش داشته که حاضر باشی همهچیز را فدا کنی؟
راهکار:
این جمله تداعیکنندهٔ پارادوکس «مرگ برای زندگی» است. شاید منظور، فداکاری برای ارزشی است که جان میدهد. در روانشناسی، گاهی «تسلیم» نه ضعف، که قدرتی برای زیستن عمیقتر است. سوال اینجاست: کدام بخش از زندگیت آنقدر ارزش دارد که حاضر باشی بمیری؟