طنز سیاه درباره مرگ و دسته گل سر قبر:
در سنت رومی، هنگام پیروزی سردار، بردهای پشت سرش میایستاد و میگفت «ممنتو موری»: به یاد داشته باش که مرگبار هستی. طنز سیاه همین کار را با گل میکند: سوگ را به قرعهکشی عمومی تبدیل میکند. در «رقص مرگ» قرون وسطی هم اسکلت همه طبقات را با خود میبرد؛ هیچکس از صف جا نمیماند. آیا پرتاب گل، اعتراف به همین تصادفیبودن است؟
راهکار:
این متن مرگ را از یک تراژدی خصوصی به یک قرعهکشی جمعی تبدیل میکند: گل بهجای تسلیت، ابزار بازی است و هر کسی میتواند «نفر بعدی» باشد. همین تصادفیبودن، هم وحشتناک است و هم مساواتطلب. بسط دادنش میتواند به یک وصیتنامه طنز یا آیین وداع تعاملی منجر شود که در آن سوگ و خنده همزمان تجربه میشوند.