نگرانی برای دستان کسی که قبرت را میکند:
تحقیقات روانشناسی «تئوری دلبستگی» نشان میدهد افرادی که در کودکی عشق مشروط را تجربه کردهاند، در بزرگسالی ناخودآگاه به دنبال روابطی میروند که در آن برای بقای رابطه مجبور به نادیده گرفتن نیازهای خود شوند. اینجا دقیقاً همان الگو را میبینیم: نگرانی برای دستهای قبرکن، یعنی مغز اولویت را به حفظ پیوند داده، حتی اگر پیوند یعنی نابودی خود. اسم علمیاش «سندرم قربانی وفادار» است. سؤال برای شما: آیا تا حالا برای کسی که داشت خرابت میکرد، دلسوزیای فراتر از حد معمول کردی؟
راهکار:
این جملۀ کوتاه انگار تصویری از «ناهماهنگی شناختی» در عشقهای سمی است: ذهن برای حفظ تصویر معشوق، درد خود را نادیده میگیرد و حتی نگران آسیب او میشود. اگر میخواهی این احساس را به جای قربانیشدن، به آگاهی از مرزهای خودت تبدیل کنی، میتوانی بنویسی: «حالا میفهمم نگرانی من از زخم دستهایش، نشانۀ عشقی نبود که خودم را در آن گم کنم.»