چرا حقیقت دستیافتنی است اما ما نمیبینیم؟:
حقیقت همان چیزی نیست که چشم میبیند؛ مغز پیش از دیدن، بر اساس باورها و تجربههای قبلی، بخشی از اطلاعات را فیلتر میکند. در روانشناسی به این «سوگیری تأییدی» میگویند: فرد ناآگاه معمولاً مطمئنترین است، چون هیچ روایتی را که با باورش نمیخواند بررسی نمیکند. به همین دلیل، پذیرشِ «نادانیِ خودمان» اولین گام واقعی برای دیدن حقیقت است. آیا قبولِ جهل، خود آغاز دانایی نیست؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهای دیگر هم دید: گاهی «جاهلی» یعنی هنوز پرسش درست را پیدا نکردهایم. اگر ایدهتان را گسترش دهید، بپرسید: «چه چیزی در شیوه نگاه ما باید تغییر کند تا حقیقت دیده شود؟» این پرسش میتواند گفتگو را از سرزنش به کشف تبدیل کند.