از مسخره کردن تا دوست پسر شدن؛ داستان همان مخاطب داشتن:
نکتهٔ جالب: «خطای اسناد برانگیختگی» میگوید ذهن آدرنالینِ مسخرهکردن/مسخرهشدن را با هیجان عشق اشتباه میگیرد. در آزمایش پل معلق، مردانی که روی پل خطرناک با یک زن مصاحبه کردند بعداً او را جذابتر ارزیابی کردند؛ خطای برانگیختگی دلشوره را به کشش تبدیل میکند. پس این «مخاطب داشتن» شاید فقط فیزیولوژی است؛ سیگنال قلبت را اشتباه نخوان!
راهکار:
مسخرهگیِ قبلی احتمالاً «توجهِ پوشیده» بوده؛ شوخیهای تندِ اوایل، در روانشناسی روابط، راهی برای رد شدن از مرز صمیمیت است. به این فکر کن که حالا این الگو به بازیِ عاشقانه تبدیل شده یا هنوز همان زخم کهنه را تازه میکند؟