من درونگرا نیستم، فقط زندگی درون ذهنم را ترجیح میدهم:
جالب است که روانشناسی، «درونگرایی» را نه به عنوان بیعلاقگی به دیگران، بلکه به عنوان ترجیحِ محرکهای درونی (افکار و احساسات) بر محرکهای بیرونی (جمع و رویدادها) تعریف میکند. این یک ترجیح ذاتی در پردازش انرژی است، نه یک انتخاب. آیا این تعریف با تجربه شما همخوانی دارد؟
راهکار:
برای کاوش بیشتر در این حس، میتوانید مفهوم «درونپویی» (Introspection) را در روانشناسی بررسی کنید. این اصطلاح دقیقتر از «درونگرایی» است و به فرآیند فعالِ بررسی افکار و احساسات خود اشاره دارد.