ما فقط لباس و لبخند دیگران را میبینیم:
در روانشناسی، این پدیده "تنهایی اگزیستانسیل" نام دارد: هر انسان در نهایت در تجربه ذهنی خودش تنهاست. حتی در نزدیکترین روابط، یک "شکاف هستیشناختی" غیرقابل عبور بین خودآگاههای ما وجود دارد. آیا این تنهایی، ترسناک است یا منبع آزادی؟
راهکار:
برای "گسترش" این ایده: دفعه بعد که با کسی صحبت میکنی، سعی کن فرض کنی که یک داستان پیچیده و کاملی پشت آن لبخند است که تو فقط فصل اولش را میبینی. این نگاه، کیفیت ارتباطت را تغییر میدهد.