زمان، درمانگر همه زخمها نیست:
در روانشناسی، مفهوم «زخمهای عاطفی کهنه» اغلب با نظریه دلبستگی و خاطرات ضمنی توضیح داده میشود. مغز میتواند یک درد عاطفی را دقیقاً مانند یک درد فیزیکی ثبت کند و مسیرهای عصبی آن، صرفاً با گذشت زمانِ غیرفعال، پاک نمیشوند. نیاز به یک «درمان فعال» است. آیا جامعهی ما تفاوت بین «فراموشی» و «درمان» را درک میکند؟
راهکار:
نوروپلاستیسیتی یا انعطافپذیری مغز نشان میدهد که مسیرهای عصبی مرتبط با خاطرات دردناک، با تمرین آگاهانهی تمرکز بر لحظهحاضر و خلق تجربیات جدید مثبت، میتوانند تضعیف شوند. این یک فرآیند بیولوژیک است، نه فقط یک توصیهی شعاری.