دلتنگی؛ درمانی که نفسم را گرفت:
آیا میدانستید مغز انسان در هنگام طرد عاطفی، همان نواحیای را فعال میکند که در هنگام درد فیزیکی فعال میشوند؟ یعنی اینکه «هانسیات را از دست میدهی» فقط یک استعاره نیست، یک واکنش واقعی عصبی است. «دوای تۆ» اگر باعث توقف نفس شود، دیگر دوایی نیست، یک سم شیرین است. چه طور میشود چیزی که قرار بود درمان باشد، خودش تبدیل به بزرگترین زخم شود؟
راهکار:
این جمله انگار از دل یک ترانهی کردی بیرون آمده. اگه میخوای حس رو عمیقتر کنی، میتونی ادامهاش رو به صورت «... و حالا بینفس در سکوتت گیر افتادهام» بنویسی. این تضاد بین «درمان» و «بیمار کردن» رو پررنگ میکنه.