تنهایی عاطفی: نبودن کسی که تو را بفهمد:
در روانشناسی، تنهایی با تعداد آدمهای دوروبر سنجیده نمیشود؛ بلکه فاصلهی میان صمیمیتِ مطلوب و صمیمیتِ واقعی است. پژوهشهای جان کاچیوپو نشان داد مغزِ تنها نسبت به تهدیدهای اجتماعی بیشهوشیار میشود و هورمون کورتیزول را بالا نگه میدارد؛ یعنی درکنشدن فقط یک احساس گذرا نیست، بلکه یک وضعیت زیستشیمیایی مزمن است. حتی در جمعهای شلوغ هم مغز بهدنبال همفرکانسی میگردد، نه حضور فیزیکی.
راهکار:
تنهایی همیشه کمبود آدم نیست؛ گاهی یعنی تجربهی درونیات در هیچ رابطهای بازتاب پیدا نمیکند. از نگاه روانشناسی، حتی یک رابطهی امن و عمیق میتواند این شکاف را بسیار کوچک کند؛ چون مغز بیش از حضور فیزیکی، به دنبال همفرکانسی است.