جنگ درونی و تنها قربانی: تحلیل یک حس:
این حس «جنگ درونی» با مفهوم «ناهماهنگی شناختی» در روانشناسی گره خورده: وقتی باورها و رفتارهای متناقض در ذهن همزمان فعالند، ذهن مثل میدان نبردی میشود که حتی برنده هم آسیب میبیند. جالب اینکه مغز برای کاهش این تنش، ناخودآگاه یکی از طرفها را «میکشد» - اما تو همانی که باقی میمانی. سوال: آیا تا حالا شده یکی از این صداها را به رسمیت بشناسی و با آن صلح کنی؟
راهکار:
این جمله به خوبی تصویرگر تنهایی درونی و قربانی شدن خود در برابر افکار است. برای بازتعریف آن: شاید بتوانی به جای «جنگ»، به «گفتگوی درونی» فکر کنی که هر طرف صدای بخشی از وجودت است و تو ناظر آگاه آن هستی. میتوانی یک دفترچه برای ثبت این صداها باز کنی و هر کدام را جداگانه تحلیل کنی.