من همان کسیام که وقتی میرسند، صدایشان را آهستهتر میکنند و وقتی میروند، پشتِ در قفل میزنند.
طرد شدن برای من فقط «رفتن» نیست زندگی را با تردید میتراشد، بعد اسمِ من را در دهانِ ترس جا میدهد.
شب که میشود، ذهنم مثل اتاقی میچرخد که کسی عمداً چراغش را خاموش کرده؛ و من میمانم با این حس که جهان، از قبل حکمِ من را نوشته است.
نمیفهمم چهچیزی از من میترساند… فقط میدانم از من بهانه میسازند، نه آدم.️
طرد شدن برای من فقط «رفتن» نیست زندگی را با تردید میتراشد، بعد اسمِ من را در دهانِ ترس جا میدهد.
شب که میشود، ذهنم مثل اتاقی میچرخد که کسی عمداً چراغش را خاموش کرده؛ و من میمانم با این حس که جهان، از قبل حکمِ من را نوشته است.
نمیفهمم چهچیزی از من میترساند… فقط میدانم از من بهانه میسازند، نه آدم.️
3.7
تنهایی غمگین احساس طرد شدن دوری مردم از من درد روانی طرد ترس از نگاه دیگران مغز انسان طرد شدن را دقیقاً در همان ناحیهای پرداز...