درد کسی که رها کرد چون نمیشد؛ جداییای که کسی نمیبیند:
تحقیقات روانشناسی در مورد «سوگیری حمایت از انتخاب» نشان میدهد مغز بعد از هر جداییِ تصمیمگرفتهشده، خاطرات را بازنویسی میکند تا با حذفِ گزینهی رها شده، از پشیمانی بکاهد؛ نتیجه این است که طرف رهاکننده، علاوه بر سوگ، با نسخهای تحریفشده از خاطرات مشترک زندگی میکند که هیچجا روایت نمیشود. به این درد در ادبیات رواندرمانی «سوگ نادیده» میگویند. سکوتِ کدام طرف امروز سنگینتر است؟
راهکار:
این متن را میتوان از زاویهی انتخاب هم دید: گاهی رها کردن نه شکست، که اذعان به ناسازگاری دو مسیر است؛ بهایی سنگین که بهجای تحملِ یک رابطهی ویرانگر پرداخته میشود. سوگِ چنین انتخابی در سکوت است، اما عمقش کمتر از سوگِ ترکشدن نیست.