درد روح را با درد جسم فراموش کردن؛ مکانیزم روانی پشت این جمله:
مغز هنگام درد حاد جسمی، اندورفین و سروتونین ترشح میکند تا درد را مهار کند؛ همین مادهها حس «سبکشدن» میدهند و به همین دلیل فرد درد جسمی را جایگزین درد عاطفی میکند. در روانشناسی به این «تنظیم هیجان از طریق جابجایی» میگویند، اما مدار عصبی درد روحی هرگز پاک نمیشود؛ فقط در حافظه هیجانی بایگانی میشود و بعداً به شکل اضطراب یا افسردگی برمیگردد. پس این «فراموشی»، تعویق است نه حذف. آیا بدن میتواند همیشه هزینهی این بیهوشی را بپردازد؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهای دیگر دید: درد جسمی فقط یک «حواسپرتی عصبی» موقت است، نه راه فراموشی. همان مسیرِ اندورفینی که در این جمله به آن اشاره شده، با فعالیت بدنی سالم هم فعال میشود؛ پس شاید «حرکتِ پرشور» بتواند همان رها شدن را بدون آسیب بدهد.