خاطراتی که تمام میشوند اما دردشان میماند:
مغز خاطرات دردناک را با درگیری آمیگدال و ترشح هورمونهای استرس مثل کورتیزول ثبت میکند؛ به همین دلیل این خاطرات با جزئیات حسی و بدنی بیشتری ذخیره میشوند. هر بار یادآوری، فقط خواندن یک فایل ثابت نیست؛ مغز خاطره را دوباره بازسازی و همزمان همان واکنش هیجانی را بازتولید میکند. به همین دلیل زمان میگذرد، اما درد مثل زخم بازی میماند. حتی پژوهشها نشان میدهند یادآوری مکرر یک خاطره منفی، آن را در حافظه بلندمدت مقاومتر میکند. اگر این چرخه اینقدر قوی است، چرا بعضی خاطرات تلخ با گذر زمان رنگ میبازند؟
راهکار:
درد خاطره اغلب از خودِ اتفاق نیست؛ از تکراری است که ذهن هر بار با جزئیات تازهتر بازسازی میکند. برای همین است که تمام شده، اما هنوز زخم میزند.