بییار بودن: وقتی جهان معنایش را از دست میدهد:
محرومیت از ارتباط انسانی در زندانهای انفرادی پس از چند روز باعث توهم، اختلال در درک زمان و فروپاشی هویت فرد میشود. مغز انسان بدون «دیگری» معنایی نمیسازد؛ دقیقاً به همین دلیل است که «جهان» بدون یار، در سطح عصبی هم بیارزش میشود. آیا تنهایی مزمن همان زندان انفرادی خودساخته نیست؟
راهکار:
جهان بدون یار، مثل یک بوم نقاشی بینقاش است که رنگهایش را نمیبینی. در روانشناسی، «معنا» در رابطه شکل میگیرد؛ هر چیز وقتی در نگاه دیگری بازتاب یابد، ارزشمند میشود. شاید کار جهان این باشد که تو را به آینهای برساند که خودت را در او ببینی.