غیرقابلتحمل بودن انسانها، نه زندگی:
بر اساس پژوهشهای علوم اعصاب، طرد شدن یا تنش با اطرافیان، دقیقاً همان شبکههای مغزیای را فعال میکند که هنگام شکستن استخوان یا سوختن دست روشن میشوند. به زبان ساده، «از دیگران رنج بردن» فقط یک استعاره نیست؛ بدن شما آن را مثل یک آسیب واقعی حس میکند. شاید به همین دلیل است که گاهی تنهایی فیزیکی، مرهمی مؤثرتر از ماندن در میان جمعی فرساینده است.
راهکار:
شاید این نگاه که «تحمل انسانها از تحمل زندگی سختتر است» یک هشدار تکاملی باشد: مغز ما تنش بینفردی را درست مانند درد فیزیکی پردازش میکند، پس انتخاب یک محیط اجتماعی کمسمیت، نه یک تجمل، که یک ضرورت زیستی است.