درد بیصدا؛ وقتی سکوت از اشک هم عمیقتر است:
گریه فقط ترشح اشک نیست؛ اشک عاطفی حاوی هورمونهای استرس مثل کورتیزول است و با گریه، بدن عملاً مواد استرسزا را دفع میکند. در مقابل، سرکوب گریه و سکوتِ بعد از فروپاشی، آمیگدال را فعالتر نگه میدارد و درد روانی به شکل تنش عضلانی و سردرد تنشی جسمی میشود. به همین دلیل دردِ خاموش، طولانیتر از اشکِ رهاشده میسوزد.
راهکار:
سکوت لزوماً پایان گفتن نیست؛ میتواند زبانی برای دردی باشد که هنوز اسم ندارد. در روانشناسی به این حالت «غم خاموش» میگویند؛ غمی که بیان نشود مرز بین ذهن و بدن را کمرنگ میکند. شاید اگر برایش واژه پیدا شود، از قفس سکوت بیرون بیاید.