از تشنگی گفتن وقتی آب از سر گذشته است:
در زیستشناسی، حس تشنگی توسط گیرندههای اسمزی هیپوتالاموس تنظیم میشود، اما جالب اینجاست که در غرقشدگی در آب شیرین، ریهها پر از آب میشوند ولی مغز همچنان ممکن است پیام «تشنگی» بفرستد اگر سطح الکترولیتها به هم ریخته باشد. این یعنی «آب از سر گذشتن» لزوماً تشنگی را خاموش نمیکند، مگر اینکه تعادل سدیم و پتاسیم برگردد. در ادبیات هم این پارادوکس، قلب طنز تلخ مولانا و حافظ است: «از قحطی آب، بر لب دریا نشستن». آیا ما واقعاً تشنهایم، یا فقط عادت کردهایم به ناله؟
راهکار:
این همان پارادوکس آشنایی است که در آن روی نقطهای خاص متمرکز میشویم و اقیانوس پیرامون را نمیبینیم. تشنگی وقتی معنا دارد که بیآبی باشد؛ در محاصرهی آب، تشنگی یا یک توهم است یا نشانهی نیاز به نمک. شاید داستان از این قرار است که ما بیشتر از آنکه تشنهی آب باشیم، تشنهی دیده شدنِ تشنگیمان هستیم.