ولی بهترین قسمت زندگیم اونجاهایی بود ک تو گرمای شصت درجه جنوب ساعت دوازده ظهر با رفیق صمیمیم میرفتیم کنار دریا
درسته بعدش ک میومدیم خونه تا ده روز نمیتونستیم از سر جامون تکون بخوریم از شدت خستگیا ولی خدایی هیچی مثل اون روزا نمیچسبه جنوبیا فقط میفهمن چی میگم️
درسته بعدش ک میومدیم خونه تا ده روز نمیتونستیم از سر جامون تکون بخوریم از شدت خستگیا ولی خدایی هیچی مثل اون روزا نمیچسبه جنوبیا فقط میفهمن چی میگم️
-
رفاقتی رفاقت صمیمی دریا و دوست گرمای شدید جنوب خاطرات جنوب تحقیقات عصبشناسی نشون میده که تجربههای سخت مشتر...