وقتی برای ساختن خودت میروی و عشق را دیر میکنی:
سوگیریِ «بازیگر-ناظر» میگوید وقتی خودمان رفتار میکنیم، آن را به شرایط نسبت میدهیم (مثلاً «داشتم خودم را میساختم») اما وقتی همان رفتار را از دیگری میبینیم، آن را به شخصیتش نسبت میدهیم (مثلاً «او اصلاً دوستم نداشت»). در مغز، قشر کمربندی قدامی هنگام قضاوت درباره خود و دیگران فعالسازی متفاوتی دارد؛ به همین دلیل هیچکس دقیقاً نمیفهمد پشت سکوت تو چه خبر بود. سؤال این است: آیا سکوت، واقعاً پیامرسان خوبی برای نیت خوب است؟
راهکار:
بازتعریف: «ساختن خودم» گاهی بهانهای برای ترس از صمیمیت است؛ همانطور که نفر مقابل با ذهنیت دیگری رفته، این روایت هم فقط یک روایت است. اگر داستان از نگاه او نوشته میشد، احتمالاً عنوانش میشد: «من منتظر نماندم برای کسی که نقشههایش را به من نگفت.»