در خودت گم شدن و دم نزدن؛ غریبانهترین حالت درد:
پژوهشهای تصویربرداری مغز نشان میدهد وقتی از گفتگو کنار میکشی و در خودت گم میشوی، شبکهٔ حالت پیشفرض فعال میشود؛ همان شبکهای که مسئول مرور خاطرات، ذهنگردی و ساختن «خودِ روایی» است. نکتهٔ شگفتانگیز اینجاست که همین شبکه هنگام خلقاندیشی و هنگام افسردگی هر دو بیش از حد فعال میشود. پس سکوتِ طولانی میتواند هم آزمایشگاه معنا باشد هم تاریکخانهٔ نشخوار فکری. سوال این است: تو در این گمشدن، مشغول جستجو بودی یا فرار؟
راهکار:
این جمله تصویری از بنبست نیست؛ نشانهی آستانهی تحول است. غریبانهترین حالت درد، همان جایی است که آدم از توضیح دادن برای دیگران خسته میشود و ناچار با خودش روبهرو میشود؛ همانجا که معمولاً سوال واقعی زندگی شکل میگیرد.