دیر فهمیدن ارزش واقعی کسی:
تعارض شناختی جالبی اینجا هست: «من» ادعای تمایز داره، ولی «تو» رو به یکسانسازی متهم میکنه. تحقیق نشون داده وقتی انسانها متوجه میشن که یک رابطه نامتقارنه بوده، فعال شدن قشر پیشپیشانی باعث بازنویسی خاطرات میشه تا از ناهماهنگی روانی کم کنه. یعنی شاید «من» هم در اون روز برای «تو» مثل بقیه بوده، ولی حافظه رو تحریف کرده. سوال: آیا واقعاً میشه یک نفر «کاملاً متفاوت» باشه و بعداً «کاملاً شبیه» دیده بشه؟
راهکار:
این جمله انگار از زاویهٔ «سوگیری پسنگر» روایت میشه: مغز ما بعد از تجربه، نشونههای قبلی رو طوری بازنویسی میکنه که انگار همیشه واضح بودن. شاید اون «یه روز» همون لحظهایه که متوجه میشیم خودمون هم ناخواسته کلیشهای رفتار کردیم.