آخرین روز زندگی در آغوش عشق:
آیا میدانستی مغز انسان در لحظات نزدیک به مرگ، هجوم اکسی توسین را تجربه میکند؟ همان هورمون آغوش که ترس را مهار میکند. این بغل کردن، فقط یک خواسته عاطفی نیست، یک راهفرار بیولوژیک از وحشت نابودی است. استوئیکها هم میگفتند مرگ را در آغوش بکش تا از ترسش رها شوی. اینجا هم «بغلت» دقیقاً همان «آغوش مرگ» است، اما با چهرهای که دوستش داری.
راهکار:
این جمله انگار از دل ناخودآگاه برآمده: آخرین روز را نه در هیاهوی خاطرهسازی، که در سکوت یک آغوش میخواهی. شاید عمیقترین نیاز آدمی در مواجهه با نیستی، نه «دیدن» که «حس شدن» است. اگر بودنت را در آغوش کسی گم کنی، مرگ دیگر یک پایان نیست، فقط یک تغییر حالت است.