گاهی دوستت دارم، گاهی دوستترت؛ میانگینش جانم برایت:
در روانشناسی رابطه، نوسانهای کوچک مثبت («دوستت دارم» و «دوستترت دارم») بیشتر از یک ابراز عشق ثابت، دوپامین و دلبستگی را زنده نگه میدارد؛ اما عاطفه یک کمیت جمعپذیر نیست. میانگینگیری از احساس، مثل میانگینگیری از طعم قهوه و شوری دریا است؛ شدت تجربه را از دست میدهد. اگر میانگین عشق را حساب کنیم، آیا «جان دادن» همان باقیماندهٔ حلنشدنی معادله نیست؟
راهکار:
این متن یک معادله عاطفی میسازد که در آن نوسان بین دوستداشتن و دوستتر داشتن، میانگین را به فداکاری میرساند. برای همین، جمله را میتوان اینطور بازتعریف کرد: عشق نه یک عدد ثابت است و نه میانگین؛ کیفیت لحظههایی است که هر بار از نو انتخاب میشود.