عادت به دوستی کم و دشمنی زیاد:
در روانشناسی اجتماعی، «نظریه مدیریت ترس» نشان میدهد که وفاداری افراطی به گروه کوچک داخلی (مثل دو دوست) و دشمنپنداری بیرونی، اغلب مکانیسمی برای کاهش اضطراب وجودی و ایجاد حس امنیت کاذب است. این الگو در تاریخ، پایه تشکیل فرقهها و گروههای افراطی بوده. آیا این دشمنان واقعی هستند یا صرفاً پروژکشن ترسهای درونی؟
راهکار:
این دیدگاه میتواند نشانهای از «سندرم قلعه محاصرهشده» باشد؛ یک ذهنیت دفاعی که در آن فرد جهان را به «دوستِ اندکِ قابل اعتماد» و «دشمنِ متعددِ تهدیدکننده» تقسیم میکند. شاید بررسی این که این دشمنانِ فرضی واقعاً قصد آسیب دارند یا صرفاً افرادی با دیدگاههای متفاوت هستند، مفید باشد.