دردناکتر از دوست نداشتن؛ وقتی یکی دیگر را دوست داری:
در روانشناسی، درد شنیدنِ «یکی دیگر را دوست دارم» فقط استعاری نیست؛ fMRI نشان میدهد طرد عشقی همان نواحی مغزی فعال میکند که درد فیزیکی واقعی. بدتر از آن، مقایسه اجتماعی ذاتی، مغز را در حالت تهدید جایگاه قرار میدهد و کورتیزول را بالا میبرد؛ چون رقیب فقط یک فرد نیست، بلکه کل روایتِ «من انتخاب اول نبودم» را فعال میکند. جالب اینجاست که میل انسانی اغلب مثلثی است: ما گاهی چیزها را فقط وقتی میخواهیم که دیگری هم آن را میخواهد. کدام درد واقعیتر بودهای: نبودن یا اول نبودن؟
راهکار:
این جمله یک آینه است: «یکی دیگر» همیشه یک آدم نیست؛ گاهی تصویری از امکانی است که در رابطه فعلی گم شده. بهجای تمرکز بر رقیب، میتوانی بپرسی «این دیگری چه چیزی دارد که من در خودم سرکوب کردهام؟»