دوست داشتن برای فراموشی؛ وقتی عشق مسکن خاطرهها میشود:
اثر زیگارنیک میگوید ذهن انسان روابط ناتمام را بیشتر از روابط کامل به یاد میآورد. در روانشناسی عاطفی، عشق جدید میتواند نوعی بیحسکنندهٔ طبیعی باشد: اکسیتوسین پیوند تازه را تقویت میکند، اما کورتیزولِ خاطرهٔ قبلی هنوز در پسزمینه فعال است. مغز برای کاهش دردِ فقدان، گاهی دیگری را نهبهعنوان معشوق، بلکه بهعنوان مسکن انتخاب میکند. آیا عشق میتواند از دلِ فرار از خاطره متولد شود؟
راهکار:
این پرسش مرز میان عشق و مسکن روانی را محو میکند؛ وقتی آدمی در آغوش یک نفر، خاطرهٔ نفر دیگر را بیحس میکند. شاید آن «تلاش برای فراموشی» همان انرژی است که رابطه را شعلهور نگه میدارد، نه دشمنش.