اعتراف عاشقانه: تو را با همه سختیها میخواهم:
از نظر روانشناسی، این جمله نمونهای از 'ناهماهنگی شناختی' است: فرد میداند که حضورش برای طرف مقابل مضر است، اما برای کاهش ناراحتی خود، این رفتار را 'عشق' نامگذاری میکند. جالب اینجاست که در نظریهٔ تکامل، ژنهای خودخواه به بقای عشق کمک میکنند. آیا شما مرز بین عشق واقعی و خودخواهی را کجا میکشید؟
راهکار:
این اعتراف نشاندهندهٔ تناقض عشق و خودخواهی است: گاهی عشق آنقدر قوی است که حاضریم دیگری را ناخواسته در زندگیمان نگه داریم، حتی به قیمت آسایش آنها. اما آیا این عشق واقعی است یا ترس از تنهایی؟