من
یه جا موندم
بین “میخوام باشم”
و “کاش اصلاً نبودم”…
یه آدمم
که هر روز صبح
بدون اینکه کسی بدونه
از خودش جا میمونه…
لبخند میزنم
مثل کسی که تمرین کرده
اما تهِ چشمهام
هنوز شب ادامه داره…
دوستم ندارن؟
نه…
بدتر از اون:
اصلاً دیده نمیشم…
انگار یه اسمم
روی یه کاغذ خیس
که هر چی بارون بیشتر میاد
محوتر میشه…
و عجیبترینش اینه:
حتی درد هم
دیگه تعجب نمیکنه از من
فقط نشسته
کنارم
مثل یه رفیق خسته💔️
یه جا موندم
بین “میخوام باشم”
و “کاش اصلاً نبودم”…
یه آدمم
که هر روز صبح
بدون اینکه کسی بدونه
از خودش جا میمونه…
لبخند میزنم
مثل کسی که تمرین کرده
اما تهِ چشمهام
هنوز شب ادامه داره…
دوستم ندارن؟
نه…
بدتر از اون:
اصلاً دیده نمیشم…
انگار یه اسمم
روی یه کاغذ خیس
که هر چی بارون بیشتر میاد
محوتر میشه…
و عجیبترینش اینه:
حتی درد هم
دیگه تعجب نمیکنه از من
فقط نشسته
کنارم
مثل یه رفیق خسته💔️
4.4
غمگین تنهایی احساس نادیده گرفته شدن تنهایی عمیق لبخند مصنوعی دوسم ندارن واقعیت علمی جالبی هست: مغز انسان وقتی برای مدت طول...