چرا گناه در این دوران افتخار شده است؟:
پارادوکس اخلاقی: نظریه «نقض خیرخواهانه» میگوید چیزی تبدیل به شوخی/غرور میشود که هم بد و هم بیخطر به نظر برسد. وقتی جامعه گناه را «زرنگی» بنامد، سیستم پاداش مغز فعال میشود، نه وجدان. در آزمایش میلگرام، شهروندان عادی تا شوک ۴۵۰ ولت پیش رفتند چون اطاعت از مرجعیت «افتخار» و نافرمانی «گناه» تعریف شده بود. این دوران چه مرجعی را جایگزین وجدان کرده است؟
راهکار:
میتوان این جمله را از نگاه دیگری دید: هر دورهای ارزشهای خودش را جابهجا میکند؛ چیزی که امروز «گناهِ افتخارآمیز» نامیده میشود، فردا ممکن است دقیقاً همان «زشتیِ پنهان» تاریخ باشد. به جای سیاهکردن همهچیز، بپرسیم کدام رفتار در این نسل، توجیهی برای فرار از مسئولیت است؟