روزی که آشنا ترین فرد زندگیات غریبه میشود:
این پدیده در علوم اعصاب «کوری ناشی از آشنایی» نام دارد: وقتی مغز با محرکی تکراری روبرو میشود، فعالسازی نورونی آن را کاهش میدهد تا انرژی ذخیره کند. نتیجهاش این است که شریک زندگیات دیگر برای سیستم لیمبیک تو «جدید» نیست و غریبهای بیاهمیت جلوه میکند. آیا تا حالا با یک گفتگوی عمیق یا ماجراجویی مشترک این حس را برگرداندهاید؟
راهکار:
این حس «آشنا زدایی» در روانشناسی به «اثر آشناپنداری معکوس» معروف است: هرچه مدت بیشتری با کسی باشیم، مغز برای صرفهجویی توجه، او را کمتر پردازش میکند و ناگهان یک روز غریبه میشود. پیشنهاد میکنم یک دفترچه از خاطرات و رفتارهای کوچک روزانهٔ آن شخص تهیه کنید تا دوباره او را «ببینید».