وقتی پاها توان ندارند؛ خزیدن تا رسیدن به آرزوها:
در روانشناسی، «حرکت رو به جلو حتی با کندترین شکل ممکن» باعث ترشح دوپامین در مسیر مزولیمبیک میشود؛ مغز پیشرفت را نه با سرعت، بلکه با کاهش فاصله تا هدف درک میکند. جالبتر اینکه در فیزیولوژی اعصاب، الگوهای حرکتی چهارپا پس از آسیب نخاعی میتوانند مسیرهای جایگزین عصبی را فعال کنند؛ یعنی زمینخزیدن، برخلاف تصور، نوعی مذاکرهی مغز با غیرممکن است. اگر راه رفتن از بین برود، مغز نقشهی جدید میسازد.
راهکار:
این متن را میتوان اینطور بازخوانی کرد: «ناتوانی پاها، پایان راه نیست؛ تولد ارادهای است که مسیر را با تن میسازد.» در روانشناسی مثبتگرا، وقتی فرد بهجای تمرکز بر «راه رفتن»، بر «رسیدن» تمرکز میکند، منبع کنترل درونیاش فعال میشود و احتمال ادامهدادن چند برابر میشود.