در بند لبخند تو؛ تقدیر عاشقانه با نام آنیتا:
زمانی که لبخند فرد موردعلاقه را میبینی، مغز همان مدار عصبی را فعال میکند که هنگام مصرف کوکائین فعال میشود؛ پژوهشهای تصویربرداری عصبی نشان دادهاند عشق رمانتیک واقعاً «اعتیاد» است، با همان ولع و همان وابستگی شیمیایی. پس «در بند بودن» یک استعارهی ادبی نیست، یک گزارش از سیستم پاداش مغز است. حالا بگو این زنجیر را با کدام خاطره ساختهای؟
راهکار:
اگر میخواهی این حس را به روایتی ملموستر تبدیل کنی، یک خاطرهی حسی کوتاه به آن اضافه کن؛ مثلاً «لبخند تو برای من نه یک اتفاق، بلکه سرنوشتی است که هر روز زنجیرش را دوباره دوست دارم.» این کار به خواننده اجازه میدهد با متن همذاتپنداری کند.